خرید بک لینک
«من عاشق اردیبهشت بودم. سالها پیش. توی خیابانهای تهران، پای پیاده فارغ از دود و هیاهو اردیبهشت را زندگی می کردم. تهران هرچه شلوغ تر بود برایم آرام تر بود. تهران خلوت برایم حکم فیلمهای ترسناک را داشت. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 7:51

بازای و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین

کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

وقتی بابا بزرگ رفت ، هر وقت از توی جاده میرفتم سمت خونه فکر اینکه نیست حالمو خراب میکرد . فکر اینکه قراره چراغ خونه اش خاموش بشه یا که صداش نپیچه تو خونه . هر ور رو که نگاه میکردم با اینکه بود ولی بازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

به این نتیجه رسیدم وقتی فکرها و تصمیم هامو میگم تو چرخه شون گیر میکنم و بعد از ی مدتی صرف ماسک و نقابی که رو صورتم زدم ادامه شون میدم بعدشم دلسردم میکنه این نقاب و احتمال ولشون کردن زیاد میشه. چالش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

گر به همه عمر خویش با تو بر آرم دمی

حاصل عمر آن دم است؛باقی ایام رفت...

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

هر شبم جا به سر کوچه بی سامانیست

با چنین جا چه خورم غصه بیجایی را

عارف

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

داستانها شروع متفاوتی دارند. زبان متفاوتی. میانه و پایان متفاوتی. اما به موضوع که می رسی تمام داستانهای دنیا در چند موضوع خلاصه می شوند. عین زندگی واقعی ما. دستگاه های سری دوزی ما را با رنگهای مختلفی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

سلام خانمدیشب حساب کردم دیدم سن واقعیم دو برابر سن شناسنامه ایمه. حساب کردم و دیدم چقدر پیر شدم. بیشترش تو همین یکسال.از اول سال نشونه ها درست نبودن. هیچ وقت تو این خراب شده نشونه ها درست نیستن. اما دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

بانوی بارانهای بهاری روی درختهای تهرانچنان در رویایت گم شده م که هیچم نجات نیست. بگذارید توی همین تپه ماهورها بمانم. کنار چهارراهی که عبور شلوغ خودروها ترس از گریزِ زمان را با خود می برد. جایی که بایدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

گربه افتاده بود وسط خیابون. یه وری. سمتِ راستش چسبیده بود به آسفالت. نه، چسبیده بود به رنگ سفیدِ وسط خیابونِ طوسی رنگی که نیم ساعت پیش یه ماشین آتیش نشانی بیخود و بیجهت شیلنگ گرفته بود و شسته بودش. انادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: جمعه 9 اسفند 1398 ساعت: 2:16

چون کشتیِ عظیمی در استخرِ کوچکِ خانه ای یا قایقی کوچک که قایقرانِ خسته یادش رفته طنابش را به اسکله ببندد در میانه ی موجهای زمستانه ی خزر... چه فرق می کند؟ تو نیستی نخواهی بود تا استعاره ی شعرهایم را کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 16:20

عاشقی پیداست از زاریِ دل
نیست بیماری چو بیماریِ دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلابِ اسرارِ خداست...

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 16:20

بچه ها خوب میدونن که این چند سال کل حرف ها و باورام تو چند جمله خلاصه میشه. اول وودومیش رو که بذاریم کنار سومیش میشه هر چیزی و هر کسی که برات مهم باشه براش وقت میذاری. حالا میخواد تفریحت باشه، کارت باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 16:20

زندگی هیچ وقت آسون نبوده، حتا برای بیخیال ترین آدمها. هر روز و هر لحظه، باید تصمیم بگیری. تصمیم بگیری "بخندی، عصبانی شی، دعوا کنی، محبت کنی و..." گاهی هم تصمیم می گیری رو کنی به یه سمت دیگه. اینها تمشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 16:20

از دور تو را دوست دارم
بی هیچ عطری
آغـوشی
لمسی
و یا حتی بوسهای
تنها
دوستت دارم
از دور

جمال ثریا

برچسب: نویسنده: امیر کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 16:20

صفحه بندی